درک توجه
آري نه از ادب سر درآوردم نه از هنر هنر نمايي و آداب منش بوده ام اما هنرمند و اديب خير
ياوه گويي مي دانم پس همان به كه خود را از اين نظام عادلانه خداوندي كه بر كائنات حكم فرماست بيرون كشم
يعني همان عدم كه قبل از بودنم و بعد از نبودنم هست
لايق و سازگار با خوبي هاي دنياي آفريده شده الهي نيستم
شايد هم اين دنيايي كه مي بينم خارج از نظم الهي شده
پس كماكان در راه روشن و جاري و روان الهي قدم مي نهم و رو به سوي درگاه پاكش مي نمايم
آري خدايي كه خلق نمود زمين و آسمان را و آنچه بين آنهاست اوست خالق هستي بشر
خلق و خويم را الهي مي نمايم
هماهنگ با كائنات و هم موج با حركت بادها و موج آفرينندگي و مهرباني
حركتي هوشيارانه و آگاهانه تا وقتي معين در جهت شناخت خويش
چون آب روان و پاك روشن و نوراني در بستر رودخانه اي كوچك به سمت اقيانوس هستي روانم
تكه چوبي رها بر موجهاي اقيانوس هستي
فارق از درگيريهاي كودكانه ديگران
حركتي در جهت هدف خلقت
آري روانم روان و روشن چون آب جاري درخشنده از برخورد محبت نور حيات بخش الهي خورشيد
ذهني خالي از افكار متضاد و متناقص خالي از گرد و غبار خيال نا پاك پر از نور الهي پاك چون آب زلال
بدني سالم و سلامت نعمتي از سوي نور الهي
ولی کما کان می توانم به صفحه بعد بروم .
در هنر بدون تمرین عملی نمی توان به درس بعدی وارد شد !
و آیا قرار گرفتن در یک پست و مقام نیاز به شخصی نیست که حداقل با هنر در تماس و هنرمند باشد ؟
با چگونگی آن کنار میآید
سه تيپ شخصيتي كه هر انساني در مراوده با ديگران يا خود در او حضور ميابد به قرار زير است :
والديني - بالغي - كودكي
شخصيت هاي والديني و كودكي :
احساساتي غير منطقي ياهمه چيز يا هيچ چيز حرف ، حرف منه و . . .
نمونه در : انتخاب ها، انقلاب ها ، جنگ ها و . . .
شخصی که دچار آشفتگی نقش است دچار افراط و تفریط بسیار می شود .
گاه به صورت یک فرد مذهبی با تقید بسیار جلوه گر می شود و گاه یکسره انجام وظایف مذهبی را به کنار می گذارد .
گاه در عقاید سیاسی خاص خود پافشاری می کند و گاه آن عقیده را یکسره رها می کند .